آدرس آي پي:
سيستم عامل:
نسخه: بيت
اندازه تصوير:

دهکده



به مژگان سيه کردی هزاران رخنه در دينم بيا کز چشم بيمارت هزاران درد بر چينم الا ای همنشين دل که يارانت برفت از ياد مرا روزی مباد آن دم که بی ياد تو بنشينم
صفحه خانگي اضافه به علاقمندي ها طراح قالب
حديث روز

لوگوي وب

فرهنگ لغات آنلاین






تصوير روز


 

امکانات ديگر


 

تقويم و ساعت

امروز :

نمایش وضعیت آب و هوا

آرشيو

آبان 1389

فال حافظ شیرازی


ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد



معرفي وبلاگ به دوستان

 
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:


نويسنده

آمار

تعداد كل بازديدها: 16892
تعداد كل پست ها: 96
تعداد كل نظرات: 60
آخرين بروز رساني: یک شنبه 21 فروردین 1390 
تاريخ تاسیس وبلاگ: چهارشنبه 12 آبان 1389 

به پایگاه دهکده خوش آمديد .. وبلاگی ساده ولی پرمحتوا
ایجاد وبلاگ جدید در سامانه وبلاگ راسخون فقط در چند ثانیه
بازدید از این پست : مرتبه
| نويسنده: مهرداد ایرانی
دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست از ثبات خودم این نکته خوش آمد که به جور عافیت چشم مدار از من میخانه نشین در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است بعد ازینم چه غم از تیر کج انداز حسود بوسه بر درج عقیق تو حلال است مرا صنمی لشکریم غارت دل کرد و برفت رتبت دانش حافظ به فلک برشده بود                     لیکن از لطف لبت صورت جان می بستم دیرگاهست کزین جام هلالی مستم در سرکوی تو از پای طلب ننشستم که دم از خدمت رندان زده ام تا هستم تا نگویی که چو عمرم بسر آمد رستم چو به محبوب کمان ابروی خود پیوستم که به افسوس و جفا مهر وفا نشکستم آه اگر عاطفت شاه نگیرد دستم کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم               



بازدید از این پست : مرتبه
| نويسنده: مهرداد ایرانی
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن غم دل چند توان خورد که ایام نماند مرغ کم حوصله را گو غم خود خور که بر او باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش دسترنج تو همان به که شود صرف به کام پیر میخانه همی خواند معمایی دوش بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل                     تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن گو نه دل باش و نه ایام چه خواهد بودن رحم آنکس که نهد دام چه خواهد بودن اعتبار سخن عام چه خواهد بودن دانی آخر که به ناکام چه خواهد بودن از خط جام که فرجام چه خواهد بودن تا جزای من بدنام چه خواهد بودن                 



بازدید از این پست : مرتبه
| نويسنده: مهرداد ایرانی
صلاح کار کجا و من خراب کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد چو کحل بینش ما خاک آستان شماست مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست                     ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا کجا رویم بفرما از این جناب کجا کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا



بازدید از این پست : مرتبه
| نويسنده: مهرداد ایرانی
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز درویش نمی‌پرسی و ترسم که نباشد راه دل عشاق زد آن چشم خماری تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی دور است سر آب از این بادیه هش دار تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل ای قصر دل افروز که منزلگه انسی حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد                     و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت اندیشه آمرزش و پروای ثوابت پیداست از این شیوه که مست است شرابت تا باز چه اندیشه کند رای صوابت پیداست نگارا که بلند است جنابت تا غول بیابان نفریبد به سرابت باری به غلط صرف شد ایام شبابت یا رب مکناد آفت ایام خرابت صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت                  



بازدید از این پست : مرتبه
| نويسنده: مهرداد ایرانی
فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من مگرش خدمت دیرین من از یاد برفت بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذری دلبر از ما به صد امید ستد دل اول غنچه گو تنگدل از کار فروبسته مباش فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن گوهر معرفت اندوز که با خود ببری دام سخت است مگر یار شود لطف خدا حافظ ار سیم وزرت نیست چه شد شاکر باش                     که حرام است می آنجا که نه یار است ندیم روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم سالها تا شده ام بر در میخانه مقیم ای نسیم سحری یاد دهش عهد قدیم سر بر آرد ز گلم رقص کنان عظم رمیم ظاهرا عهد فرامش نکند خلق کریم کز دم صبح مدد یابی و انفاس نسیم درد عاشق نشود به به مداوای حکیم که نصیب دگران است نصاب زر و سیم ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم چه به از دولت لطف سخن و طبع سلیم                  



بازدید از این پست : مرتبه
| نويسنده: مهرداد ایرانی
شراب لعل کش و روی مه جبینان بین به زیر دلق ملمع کمندها دارند به خرمن و دو جهان سر فرو نمی آرند گره ز ابروی مشکین نمی گشاید یار حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت اسیر عشق شدن چاره خلاص من است غبار خاطر حافظ برد صیقل عشق                     خلاف مذهب آنان جمال اینان بین درازدستی این کوته آستینان بین دماغ و کبر گدایان و خوشه چینان بین نیاز اهل دل و ناز نازنینان بین وفای صحبت یاران و همنشینان بین ضمیر عاقبت اندیش پیش بینان بین صفای همت پاکان و پاک دینان بین                  



بازدید از این پست : مرتبه
| نويسنده: مهرداد ایرانی
به جان پیر خرابات و حق نعمت او بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد بیار باده که دوشم سروش عالم غیب بر آستانه میخانه گر سری بینی مکن به چشم حقارت نگاه در من مست نمی کند دل ما میل زهد و توبه ولی مدام خرقه حافظ به باده در گرو است                     که نیست در سر ما جز هوای خدمت او بیار باده که مستظهرم به همت او که زد به خرمن ما آتش محبت او نوید داد که عام است فیض رحمت او مزن به پای که معلوم نیست نیت او که نیست معصیت و زهد بی مشیت او به نام خواجه بکوشیم و فر دولت او مگر ز خاک خرابات بود طینت او                  







 

ترجمه و آماده سازي قالب : بزرگترین پایگاه راسخون ™ قدرت گرفته از : مؤسسه فرهنگی نور راسخون

کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به دهکده می باشد.©2011